خرید بک لینک
گل ناز دارم مه شوگارم بیو بیو که دلم سیت تنگه ، ندونم تا کی دلت چی سنگهبهار اوی وا گل گندم ، مو تهنا وا درد تو مندمولم کردی وا دل پر دردم ، دلم خینه دی ز حرفا مردمگدی بی که وا باهار ایام سیچه په نیایی ، حالا دیه باور ایکنم که تو بی بفاییز ویرت رهدم مکن وام چینون گل نازدارم ، بیو که بی تو دیه مه رهده ز ای شوگارمترجمه آهنگ گل ناز دارم مسعود بختیاری از نیوسانگگل ناز دارم ، نمیدونم تا کی دلت مثل سنگهبهار اومد با گل گندممن تنها با درد دوری تو موندمولم کردی با دل پر دردم ، دلم خونه دیگه از حرف های مردمگفته بودی که با بهار میایی پس چرا نمیایی ، حالا دیگه باور میکنم که تو بی وفاییاز یادت رفتم باهام اینجور نکن گل ناز دارم ، بیا که بی تو دیگه ماه رفته از این شب هایم❤️❤️❤️داغ داغ❤️❤️❤️#تکنیک #مدیتیشن #ساکنآیا در موقعیتی هستید که نمیتوانید تکنیکهای فعال انجام دهید؟دو متد ساکن ساده ولی موثر وجود دارد.متد اول۱.مشاهده نَفَسمشاهده کردن نفس روشی آست که آن را در هر جا و در هر زمان میتوان انجام داد، حتا اگر فقط چند دقیقه وقت داشته باشید. شما به سادگی میتوانید بالا و پائین رفتن سینه یا شکم را مشاهده کنید هنگامی که نفس به درون می آید و بیرون میرود ، یا این روش را امتحان کنید…..گام_یک : مشاهده نفس "دم"چشمهایتان را ببندید و آغاز به مشاهده نفس کنید. ابتدا دم را مشاهده کنید، از جائی که نفس داخل سوراخ بینی میشود، درست تا پائین ریه ها.گام_دو : مشاهده فاصله بین نفسهادر پایان دم، قبل از آغاز بازدم، بین دو نفس فاصله وجود دارد. که از ارزش عظیمی برخوردار است. فاصله بین دو نفس را مشاهده کنید.گام_سه : مشاهده نفس "بازدم"اکنون بازدم را مشاهده کنید.گام_چهار: مشاهده فاصله بین نفسها

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 17:21

استخوان و مویِ مقهوران نگر / تیغِ قهر افکنده اندر بحر و بَرکعبۀ جبریل و جانها سدره ای / قبلۀ عَبدُالبُطون شد سفره ای1887) روزِ عدل و ، عدل ، دادِ در خور است / کفش ، آنِ پا ، کلاه آنِ سَر است1888) تا به مطلب در رسد هر طالبی / تا به غربِ خود رود هر غاربی1889) نیست هر مطلوب از طالب دریغ / جُفتِ تابش ، شمس و جفتِ آب ، میغ1890) هست دنیا قهوه خانۀ کِردگار / قهر بین ، چون قهر کردی اختیار1891) استخوان و مویِ مقهوران نگر / تیغِ قهر افکنده اندر بحر و بَر1892) پَرّ و پایِ مُرغ بین ، بر گِردِ دام / شرحِ قهرِ حق کننده ، بی کلام1893) مُرد او ، بر جای خرپُشته نشاند / وآنکه کهنه گشت هم پُشته نماند1894) هر کسی را جُفت کرده عدلِ حق / پیل را با پیل و بَق را جنسِ بَق1895) مونسِ احمد به مجلس ، چاریار / مونسِ بوجهل ، عُتبه و ذُوالخِمار1896) کعبۀ جبریل و جانها سدره ای / قبلۀ عَبدُالبُطون شد سفره ای1897) قبلۀ عارف بُوَد نورِ وِصال / قبلۀ عقلِ مُفَلسِف شد خیال1898) قیلۀ زاهد بُوَد یزدانِ بَر / قبلۀ مُطمِع بُوَد هَمیانِ زَر1899) قبلۀ معنی وَران ، صبر و درنگ / قبلۀ صورت پَرستان نقشِ سنگ1900) قبلۀ باطن نشینان ذُوالمِنَن / قبلۀ ظاهر پرستان رویِ زن1901) همچنین بر می شُمَر تازه و کهن / ور ملولی ، رو تو کارِ خویش کن1902) رِزقِ ما در کاسِ زرّین شد عُقار / وآن سگان را آبِ تُتماج و تَغار1903) لایقِ آنکه بدو خُو داده ایم / در خورِ آن ، رزق بفرستاده ایم1904) خویِ آن را عاشقِ نان کرده ایم / خویِ این را مستِ جانان کرده ایم1905) چون به خُویِ خود خوشیّ و خُرّمی / پس چه از درخوردِ خُویت می رمی ؟1906) مادگی خوش آمدت ، چادر بگیر / رستمی خوش آمدت ، خنجر بگیر1907) این سخن پایان ندارد ، و آن فقیر / گشته است از زخمِ درویشی

برچسب: نویسنده: مهران نیکنام تاريخ: شنبه 30 تير 1403 ساعت: 17:21

صفحه بندی